بایگانی ماهانه: مارس 2017

دی دی

عصرایی که فرداش تعطیله رو خیلی دوست دارم ، دیگه برای فردا استرس کارو نداری و یه همچین عصری می‌تونم با آرامش عمیق تری به بدبختی‌هام فکر کنم . هوا دیگه تاریک شده بود که دی دی زنگ زد و … ادامه‌ی خواندن

در حاشیه | منتشرشده در بدست | دیدگاهی بنویسید

طبقه هفدهم

پیشونی مو چسبونده بودم به شیشه ی قطور نمای برج سی طبقه . خورشید درست مقابل صورتم ، اون سمت شیشه قرار داشت و از گرماش شیشه داغ شده بود .من طبقه هفدهم بودم و از اون بالا آدم های … ادامه‌ی خواندن

در حاشیه | منتشرشده در بدست | دیدگاهی بنویسید

پنجاه سلول

وقتی صدای باز شدن در اصلی اومد می دونستم میاد سراغ من . بیست وچهار تا در رو رد می کرد و انتهای راهرو روبروی سلول بیست و پنجم ، جایی که من بودم متوقف میشد . اون ساعت روز … ادامه‌ی خواندن

در حاشیه | منتشرشده در بدست | دیدگاهی بنویسید