دیر …

خیلی طول کشید تا فهمیدم اون به درد من نمی خوره ، تقریبا چهل و دو سال . برای همین تصمیم گرفتم از زندگیم بگذارمش کنار ولی یه خورده دیر شده بود برای این کار. اون سه سال بود که مرده بود و در صورتی که می گذاشتمش کنار دیگه خاطره یی نداشتم تا باقی عمرم رو باهش سر کنم …

Advertisements
در حاشیه | این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s