سینک

همون جور که پای سینک ظرفشویی ایستاده بودم و داشت کف و آب از دستم می چکید بهم نزدیک شد و گفت : بمون دیگه ، کجا می خوای بری؟
تو که کسی رو نداری . سرمو چرخوندم و موهای مواج مشکی و هیکل ریزه میزه اش رو نگاه کردم . راستی من کی رو داشتم برم ببینمش توی این تعطیلات عید ؟ من یکی از بی کس ترین آدم های روی زمین بودم انگاری که جز همین خانواده نیم بند که منو پذیرفته بودند خودم کسی رو نداشتم برم به دیدنش … صدای خودمو شنیدم : میخوام برم تهران ، برم بهشت زهرا پیش مادرم … جمله ی منو تو هوا بلعید و با صدای بلند برای بقیه تکرار کرد جمعیت ده پونزده نفره ی تازه نهار خورده نشسته توی سالن بلند خندیدند و من سرمو برگردوندم و همون جور که از پنجره مقابل سینک ظرفشویی شالیزار متروک و محبوس بین ویلاهای بدقواره رو تماشا می کردم اشکم میون خنده ام ، روی صورتم دوید . کسی اشک منو ندید . هیچوقت اشک منو کسی ندیده . همیشه پشت شوخی ها و کنایه هایی که توی حافظه همه می موند پنهان بودم . دلم گرفت و اشکم سرعت بیشتری برای سرازیر شدن پیدا کرد . گرفتار یه دیس گنده چرب شده بودم که به زحمت زیر شیر سینک جا می شد . گرفتاری بی کسی و خستگی و خنده حضار هم افزون شده بود . خسته بودم و پشتم سه روز بود که درد می کرد و دلم هوای تازه یی می خواست که توی بهشت شمال ایرانم دیگه پیداش نمی کردم . یک زمانی به عشق آدم هایی زنده بودم . اون عشق ها هم دیگه در من داشت می مرد . کاش ظرف های کثیف بیشتری می آوردند تا من تا خود شب همین جا می ایستادم و ظرف می شستم و مجبور نبودم برم تو سالن پیش یکی بنشینم و به این فکر کنم که جوجه های امروز خوشمزه تر بودند یا کباب دیروز …

Advertisements
در حاشیه | این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای سینک

  1. فیل :گفت

    دلم برات تنگ شده بود چقدر…

  2. افرا :گفت

    از دل ما بی خبری …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s