سید خندان

تاکسی چی میگه : آقا کرایه ات هزار تومنه ، پونصد دیگه بده . در رو باز میکنم و روی پل سیدخندان از تاکسی متوقف در ترافیک قفل شده پیاده می‌شم . در رو محکم به هم می‌زنم و دو دستی بدنه ی تاکسی رو می‌گیرم و بلند می‌کنم بالای سرم و از بالای پل می‌اندازم پایین . یه صدای گارامب وحشتناکی می‌آد . همه ساکت می‌شند . من فریاد می زنم : بچه ها امرووووووووووووز تعطیـــــــــــــــــــــــه … همه ملت از ماشین ها پیاده می‌شند … یه صدای بلند موزیک تند از یه جای نامعلومی بلند می‌شه .. همه شروع می کنن به تکون دادن خودشون … یه بوئینگ 747  غرش کنان در ارتفاع خیلی پایین از بالا سرمون رد می‌شه  وکلی شورت و سوتین رنگی  و کاندوم  می‌ریزه رو سرمون .. موزیک تندتر  می‌شه ، یه عده زن و مرد می‌رند روی سقف ماشین ها ، دِ برقص … من یه میکروفون گیرم می‌آد می‌زنم زیر آواز .. آهنگ  » امشب تو را می‌بوسم »  الویس پریسلی رو می‌خونم .. مغازه ها جنساشونو می‌ریزن تو خیابون ملت  ور می‌دارن پرت می‌کنن  این ور اونور و جیغ می‌کشن …

Advertisements
در حاشیه | این نوشته در Uncategorized ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

2 پاسخ برای سید خندان

  1. کیوان :گفت

    مگه آدمهایی مثل تو بتونن به یادمون بیارن که ما چقدر کرخت شده‌ایم، حتی در تخیلاتمون …

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s