بایگانی ماهانه: دسامبر 2013

آقای سین

صبح روز جمعه آقای سین وسیلویا دعواشون شد و تصمیم گرفتند من بعد ، اتاق خوابشون رو جدا کنند و پیش هم نخوابند اما موفق نشدند تصمیمشون رو عملی کنند چون آپارتمانشون یک اتاق خواب بیشتر نداشت برای همین قرار … ادامه‌ی خواندن

در حاشیه | منتشرشده در بدست | ۱ دیدگاه

دختر زیبایی رفت توی مغازه ی لباس فروشی ، چند ثانیه یی رد تنش موند روی چشم‌هام . سردم بود و گوشه ی پیکان یخزده چسبیده به در، توی خودم جمع شده بودم . دست چپم توی دستبندی که به … ادامه‌ی خواندن

در حاشیه | منتشرشده در بدست | دیدگاهی بنویسید

سیلویا هستند ، عزیز کرده ی آقای سین . .

نوشته‌شده در Uncategorized | 4 دیدگاه

برج اسکان ( 2 )

اونا گیلاس شراب و من لیوان آب پرتقالم رو به هم زدیم و به سلامتی عروس و داماد نوشیدیم . من و یحیی و سعید وآرین ، آذین و هدیه و نغمه نوشیدیم با بهترین آرزوها برای مینا و ملک … ادامه‌ی خواندن

در حاشیه | منتشرشده در بدست | دیدگاهی بنویسید

تقصیر خودم بود ، دستامو بسته بودن پاهام که باز بود ، وقتی رفتند بیرون تا دست های بقیه رو ببندن می تونستم بلندشم و از در دوم اتاق و راهرو پشتش که تا محوطه ی پشتی می رفت برم … ادامه‌ی خواندن

در حاشیه | منتشرشده در بدست | 2 دیدگاه